تمام صداها را دوست دارم ، شاید صدای تو میان آنها " گم" شده باشد
دنیـــا ! ببین دسـت هـای مـرا که به نشا نه ی تسلیــم بـــالاســت آنقدر ترک برداشته ام که دیگر پُر نمی شوم تا گریه ! خیانت زمستانی ِ تو . . . بهار ِ پیش از موعد چشمهای من ! سرم با خورشید گرم نمی شود ! خوب حواسم هست به این شب ها که نیستی ... نبضم می زند و تو را تبرئه می کنند... کسی با روح مرده ام کاری ندارد ! تمام روزهای خدا را گذاشتی یک جمعه در قلب پائیز میروی ... بر سر آدم های این شهر چه آمده ! که همه چشم های تو را دارند لبخند تورا . . . چه فرق می کند اینجا کجای زندگی است زمان ، زمانه ی مردن به جای زندگی است ! تأخیر نکن برای آغوشم که خداوند ، شانه های مرا برای تو آفریده است ! هر وقت عشقت را سبک سنگین کردم غمش سنگین شد ، من سبک ! خوب شد این بی عدالتی... تمام شد من نمی دیدم ... که رفتنت نقطه ی کور ِ آئینه ی بودنت بود ! برگشته ام به تاتی تاتی کودکی حالا که قرار شده از تو بگذرم ! با تو باید خانه ام . . . بی پنجره باشد تماشائی تر از تو وقتی ، پیدا نمی کنم ! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



